<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تاریخ علم</title>
    <link>https://jihs.ut.ac.ir/</link>
    <description>تاریخ علم</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>معرفی رسالۀ الحاتمیة در استخراج خط نصف‌النهار و سمت قبله اثر ملامظفر گنابادی</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106751.html</link>
      <description>در این مقاله، رسالۀ الحاتمیة، در استخراج خط نصف‌النهار و تعیین سمت قبله، اثر ملامظفر گنابادی معرفی و بررسی شده است. این رساله مشتمل بر یک مقدمه و پنج باب است. در مقدمه، مؤلف مجموعه‌ای از تعاریف را در دو دستۀ تعاریف هندسی و تعاریف هیئتی ارائه می‌کند. در باب نخست هشت روش برای تعیین خط نصف‌النهار بیان شده است. در باب‌های بعدی نیز چهار شیوۀ کلی برای تعیین سمت قبله مطرح می‌شود. مؤلف در این روش‌ها با توجه به اختلاف طول و عرض جغرافیایی شهرها و نیز شرایط مختلف رصد و اندازه‌گیری، برای هر حالت دستور عملی مشخصی ارائه کرده است. در این مقاله همچنین، برخی ویژگی‌های علمی مؤلف بر اساس شواهد درون‌متنیِ رساله بررسی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گذار مفهومی در تاریخ‌نگاری طراحی صنعتی: از تاریخ طراحی به مطالعات تاریخ طراحی</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106420.html</link>
      <description>تاریخ‌نگاری طراحی صنعتی در سده بیستم عمدتاً در امتداد سنت تاریخ هنر و معماری تثبیت شده و با اتکا بر روایتی خطی، سبک‌محور و طراح‌محور، تجربه‌های اروپایی را به‌مثابه روایت مسلط و جهان‌شمول بازنمایی کرده است. با این حال، تحولات نظری اواخر قرن بیستم، به‌ویژه گسترش جهانی‌شدن، توسعه فناوری‌های ارتباطی و ورود رویکردهای فرهنگی و پسااستعماری، زمینه بازاندیشی در این چارچوب مسلط را فراهم آورده و ضرورت بازخوانی مبانی تاریخ‌نگاری طراحی را برجسته کرده است. این مقاله با هدف تبیین و تحلیل گذار مفهومی از رویکرد &amp;amp;laquo;تاریخ طراحی&amp;amp;raquo; (History of Design) به &amp;amp;laquo;مطالعات تاریخ طراحی&amp;amp;raquo; (Design History) از منظر تاریخ‌نگاری، می‌کوشد ابعاد نظری این جابه‌جایی پارادایمی و پیامدهای آن برای فهم معاصر تاریخ طراحی صنعتی را روشن سازد. پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر مطالعه تطبیقی&amp;amp;ndash;تحلیلی ادبیات نظری است. بدین منظور، آثار شاخص مورخان و نظریه‌پردازان طراحی در دو رویکرد یادشده به‌صورت هدفمند انتخاب و از طریق تحلیل مفهومی و مقایسه‌ای بررسی شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد تاریخ‌نگاری معاصر طراحی از روایت توصیفی، خطی و آموزش‌محور فاصله گرفته و به سوی رویکردی تحلیلی، انتقادی و چندصدایی حرکت کرده است. در این چارچوب جدید، طراحی نه صرفاً به‌مثابه محصول نبوغ فردی، بلکه در پیوند با زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی و مفاهیمی چون فرهنگ، قدرت، هویت و مصرف بازتفسیر می‌شود. گذار مفهومی به مطالعات تاریخ طراحی در همنوایی با رویکردهای متأخر تاریخ علم و فناوری، افق‌های تازه‌ای برای خوانش‌های زمینه‌مند و غیرغرب‌محور از تاریخ طراحی صنعتی فراهم می‌کند. این تحول می‌تواند مبنایی نظری برای بازخوانی تجربه‌های بومی و تقویت خرده‌روایت‌های طراحی، از جمله در زمینه طراحی صنعتی ایران، فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دو نکته از تاریخ علم در ایران باستان به روایت متن پهلوی نامه‌های منوچهر</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106470.html</link>
      <description>این مقاله با تمرکز بر نامه‌های منوچهر، متنی فقهی به زبان پهلوی (فارسی میانه) و از پیچیده‌ترین نمونه‌های نثر پهلوی و یگانه بازماندۀ مستقل از سنّت نامه‌نگاری در این زبان، به بررسی دو نکتۀ کمتر دیده‌شده و مغفول در پژوهش‌های تاریخ علم ایران باستان می‌پردازد. این متن در اصل در چارچوب منازعه‌ای فقهی دربارۀ آیین تطهیر نوشته شده است؛ با این همه، نویسنده در استدلال‌های خود از تمثیل‌ها و اشاراتی بهره برده که حاوی داده‌هایی ارزشمند برای تاریخ پزشکی و نجوم هستند. نخست، در ضمن تمثیلی، اقدام فقهیِ مخاطَب نامه (یعنی زادسپرم) به پزشکی تشبیه می‌شود که به جای درمان درد دندان، کشیدن آن را توصیه می‌کند. این عبارت، در کنار کاربرد اصطلاح &amp;amp;laquo;تن‌پزشک&amp;amp;raquo;، که در دیگر متن‌های پهلوی هم به کار رفته است، نشان می‌دهد که در آن روزگار، پزشکان، فراتر از دندان کشیدن، شیوه‌هایی هم برای درمان آن داشته‌اند؛ و این نکته‌ای است که گویا در جای دیگری اشاره نشده است.دوم، مقاله با تحلیل قطعاتی از همین متن، به کاربرد سه زیج موسوم به زیج شهریاران / &amp;amp;nbsp;شاه، هندو و بطلمیوس می‌پردازد و نشان می‌دهد که نویسنده از شیوه‌ای در میان اخترشناسان سخن می‌گوید که بر اساس آن، در تعیین مواضع سیارات، برحسب مورد، یکی از این زیج‌ها را بر دیگری ترجیح می‌دادند. این گزارش که از کهن‌ترین اشارات صریح به این سه زیج در منابع موجود به‌شمار می‌آید، حاکی از رواج رویکردی تلفیقی و نقادانه در سنت نجومی اواخر دورۀ ساسانی و سده‌های نخستین اسلامی است. بدین‌سان، مقاله نشان می‌دهد که متنی اساساً فقهی می‌تواند حاوی داده‌هایی اصیل و راهگشا برای بازسازی جنبه‌هایی از تاریخ پزشکی و نجوم در ایران باستان و اوایل دورۀ اسلامی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دستورالعمل‌های کهن استفاده از رنگینه‌های قرمز در متون تاریخی ایران</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106611.html</link>
      <description>مداقه در دستورالعمل‌های بیش از بیست متن کهن از قرن پنجم تا قرن دوزادهم هجری نشان می‌دهد مواد حاوی رنگزاهای قرمز شامل گل بستان‌افروز (گل تاج خروس)، بَقَّم، خون سیاوشان، روناس، شاه‌توت، شقایق نعمانی، حشرات حاوی رنگینه قرمز (قرمزدانه، لاک و قرمز)، گل انار (گلنار) و گلرنگ توسط مواد مختلف قلیایی و اسیدی مانند شخار، سرکه، آهک و زاج با روش‌های گوناگون استخراج می‌شده است. این مقاله نشان می‌دهد استفاده از رنگینه‌های قرمز در دستورالعمل‌های کهن عمدتا برای رنگ‌آمیزی کاغذ و برای ساخت مرکب‌های رنگی توصیه شده است. به‌جز این موارد، استفاده‌های محدود دیگری شامل رنگ کردن سنگ، چرم، شیشه و بلور و همین‌طور ساخت رنگ برای نقاشی و استفاده از رنگینه‌های قرمز برای رنگرزی نیز برای این رنگزاها از طریق مطالعه متون کهن قابل احصا است. نکته قابل توجه آن که در بین دستورالعمل‌های فارسی کهن مورد بررسی، هیچ روشی برای ساخت لِیْک (lake) قرمز از رنگینه‌ها یافت نشد. در این مقاله همچنین واژه‌شناسی رنگینه‌های قرمز در متون کهن و پیچیدگی‌ درک واژگان در درک مقصود دستورالعمل‌ها مورد بحث قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخ علم روان شناسی: از ضرورت تا بحران</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106610.html</link>
      <description>تاریخ روان‌شناسی در نیمۀ دوم قرن بیستم در آمریکا به تدریج جایگاه نهادی خود را پیدا کرد، اما هم‌زمان چرخش‌های تاریخ علم و فلسفۀ علم، به‌ویژه با صورت‌بندی‌های کوهنی، چشم‌اندازی فراهم کرد که در آن، تاریخ‌نگاری روان‌شناسی دیگر صرف گزارش گذشته نبود، بلکه به سازوکاری برای خودآگاهی علمی بدل شد و جایگاه تاریخ را از قلمروی فرعی و حاشیه‌ای، به ضرورتی غیرقابل چشم‌پوشی ارتقا داد. اما این چرخش، امری بدیهی نبود و یکباره به وقوع نپیوست؛ تا آنجا که در نقطۀ بلوغ و اوج خود، نقدهایی را حتی به خود علم روان‌شناسی و تاریخ‌نگاری آن وارد کرده و &amp;amp;laquo;امکان&amp;amp;raquo; آنها را با پرسشی جدی مواجه کرد. مسئلۀ جستار پیش رو، صورت‌بندی این گذار است: تاریخ چگونه از نقش فرعی به ضرورتی نظری و حرفه‌ای تبدیل می‌شود، سپس چگونه همین ضرورت به بحران می‌انجامد؟ این نوشتار با رویکردی تاریخی‌ـتحلیلی، مسیر حرکت از تاریخ‌نگاری کلاسیک روان‌شناسی به تاریخ‌نگاری انتقادی را پی می‌گیرد و مدعی است که این چرخش، &amp;amp;laquo;ضرورت&amp;amp;raquo; لحاظ تاریخ در علم روان‌شناسی را در سه افق آشکار می‌کند: نخست تاریخی‌شدن مفاهیم و سوژه‌های روان‌شناختی، دوم درهم‌تنیدگی زبان با روان‌شناسی و سوم پیوند قدرت با روان‌شناسی. در انتها مقاله نشان می‌دهد این چرخش انتقادی، در عین گشودن امکان نقد طبیعی‌سازی و آشکارکردن پیش‌فرض‌های نهادی، به تکثر روایت‌ها درباره خاستگاه و هویت رشته می‌انجامد و اختلاف بر سر معیارهای اعتبار را تشدید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از ریاضی‌سازی طبیعت تا فراموشی «جهانِ زیسته»: واکاوی بحران علوم اروپاییِ هوسرل در پرتو تاریخ‌نگاریِ فلسفی کویره</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106468.html</link>
      <description>این مقاله با نگرشی مروری بر دو کتاب بحران علم اروپایی و پدیدار شناسی استعلایی نوشته ادموند هوسرل و مطالعاتی در باب گالیله نوشته الکساندر کویره به بررسی مفهوم «بحران علوم اروپایی» در افقِ خوانشی تاریخی_فلسفی می‌پردازد. موضوع محوری آن است که بحران مطرح شده توسط هوسرل نه به ناکامی‌های تجربی یا روش‌شناختی علوم طبیعی، بلکه به بحرانی معنایی_تاریخی مربوط است که از شیوه تأسیس علم مدرن و گسست آن از افق جهان‌زیسته (Lebenswelt) ناشی می‌شود. در این چارچوب، تحلیل کویره از «ریاضی‌سازی طبیعت» در اندیشه گالیله، به‌منزله جایگزینی جهان محسوس با جهانی ایده‌آل و هندسی، به‌عنوان بستر تاریخی همان فرایندی تفسیر می‌شود که هوسرل آن را «عینیت‌گرایی» و «فراموشی منشأ معنایی علم» می‌نامد. مقاله نشان می‌دهد که هرچند کویره پدیدارشناس نیست، تاریخ‌نگاری فلسفی او شالوده تاریخیِ بحرانی را آشکار می‌سازد که هوسرل در سطح ترانسندنتال تحلیل می‌کند. نتیجه آنکه «بحران علوم اروپایی» را باید بحرانی در معنای عقلانیت و نسبت علم با زندگی انسانی دانست، نه بحرانی در خود علم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گزارشی فرضی از چگونگی دستیابی کوپرنیک به نظریه‌اش: مروری بر تز هانس بلومنبرگ</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106469.html</link>
      <description>انقلاب کپرنیکی یکی از نقاط عطف تاریخ علم و اندیشه مدرن به‌شمار می‌آید. هانس بلومنبرگ، فیلسوف و مورخ آلمانی علم، در قسمتی از کتاب خود، تکوین جهان کپرنیکی (بلومنبرگ، 1987) تلاش می‌کند روند فکری کپرنیک را به عنوان یک روند منطقی با استناد به شواهدی از متنِ کتاب مشهور کپرنیک، درباره گردش اجرام آسمانی (کوپرنیک، 1873) بازسازی کند. در این مقاله، تلاش می‌شود بازسازی بلومنبرگ از روند فکری کپرنیک، تا آنجا که مرتبط به ترتیب سیارات است، مورد بررسی قرار گیرد. بر اساس این خوانش، مسئلهٔ ابهام در جانمایی عطارد و زهره در نظام بطلمیوسی نقطهٔ عزیمت کپرنیک بوده و حرکت او از نظام نیمه‌خورشیدمرکز به نظام کامل خورشیدمرکز در چارچوب اصول سنتی نظم کیهانی و واقع‌گرایی نجومی قابل فهم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از اخلاط تا میکروب؛ درآمدی بر تاریخ بیماری</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106471.html</link>
      <description>چکیده
از گذشته، توجه به کلان‌مسائلی همچون تعریف بیماری، عوامل بیماری و راه درمان آن مورد توجه انسان بوده است. ابتدا باورها درباره منشأ و همچنین درمان بیماری متأثر از امور ماورایی و دینی بود. با ظهور دانشمندان یونانی، به‌ویژه افرادی نظیر بقراط، برای نخستین بار بیماری به عنوان پدیده‌ای طبیعی و ناشی از عدم تعادل اخلاط چهارگانه تبیین شد. همچنین نظریه میاسما با تأکید بر نقش هوای فاسد و شرایط محیطی در بروز بیماری‌ها، به‌ویژه بیماری‌های همه‌گیر، مقبولیت یافت و تأثیر عمیقی بر بهداشت عمومی گذاشت. سرانجام در اواخر قرن نوزدهم، با پژوهش‌های پاستور، لیستر و رابرت کخ، نظریه میکروب به‌طور تجربی تثبیت شد و پزشکی را وارد عصر مدرن کرد. این تحول سبب کاهش چشم‌گیر مرگ‌ومیر شد. بررسی این سیر تاریخی موجب آگاهی از ریشه برخی باورها و رفتارها و همچنین شناخت نظریه‌های مختلف و چگونگی تبیین آنها از بیماری می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تطبیق معرفت‌شاسانۀ باورهای تنجیمی در تاریخ طبیعی و عجایب‌نامه‌های فارسی بر اساس نظریۀ صورت‌های سمبلیک کاسیرر</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106695.html</link>
      <description>این مقاله با تکیه بر نظریۀ فلسفۀ صورت‌های سمبلیک ارنست کاسیرر به بررسی باورهای تنجیمی در تاریخ طبیعی پلینی و سه عجایب‌نامۀ فارسی، یعنی عجایب‌المخلوقات و غرایب‌الموجودات همدانی، عجایب‌المخلوقات و غرایب‌الموجودات قزوینی و نوادرالتبادر لتحفة‌البهادر دنیسری می‌پردازد. پرسش اصلی این است که آیا می‌توان با مقایسۀ این آثار در سطح شناخت اسطوره‌ای نوعی صورت مشترک از فهم آسمان و تأثیر افلاک بر عالم ماده  که در احکام تنجیمی نمود یافته شناسایی کرد. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر خوانش تطبیقی متن‌ها طبق اصول مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی است؛ بدین‌معنا که نخست ساختار کیهان‌شناختی و طبقه‌بندی‌های نجومی در هر متن استخراج شده، سپس با استفاده از نظریۀ کاسیرر درباره صورت اسطوره‌ای شناخت، جایگاه افلاک و نسبت آسمان با قلمرو حیات مادی تفسیر و در نهایت با  هم مقایسه شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در هر دو گروه آثار، آسمان به‌مثابۀ یک «کل سامان‌دهنده» درک می‌شود که افلاک و کواکب آن نیروهای فعال و مؤثر بر حیات مادی، سرنوشت انسان، طبایع، اقلیم‌ها و حتی اوصاف اخلاقی به‌شمار می‌آیند. در عجایب‌نامه‌ها این منطق در قالب جدول‌های تنجیمی مبتنی بر تأثیر افلاک هفتگانه و بروج بر اقلیم‌ها، اندام انسان، مشاغل، حیوانات و صفات اخلاقی ظهور یافته است. همچنین مواردی از احکام تنجیمی در قالب تأثیر کواکب بر موجودات نیز وجود دارد. در حالی‌که پلینی، هرچند در مقام نقد طالع‌بینی فردی و خرافات نجومی برمی‌آید، اما همچنان تأثیر کلی افلاک و ماه و خورشید را در قالب احکام تنجیمی در مورد بدن انسان، گیاهان، جانوران و به طور کلی حیات زمینی می‌پذیرد. بر اساس دیدگاه کاسیرر، می‌توان نتیجه گرفت که هر دو سنت در سطحی عمیق‌تر حامل نوعی شناخت اسطوره‌ای مشترک‌اند که در آن آسمان به عنوان فضایی مقدس سامان‌دهندۀ جهان مادی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی و بازاندیشی پدیدارها در قرن پانزدهم: از پرسپکتیو آلبرتی تا انقلاب کیهان‌شناختی کوپرنیک</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106838.html</link>
      <description>چکیده
سده پانزدهم میلادی در تاریخ اندیشه غرب، صرفاً یک دوره گذار نجومی نیست، بلکه نمایانگر یک گسست معرفت‌شناختی بنیادین در فهم رابطه میان «پدیدار» (Phenomenon) و «حقیقت» (Truth) است. این مقاله به بررسی این فرض می‌پردازد که گذار از نظام زمین‌مرکزی به نظام خورشیدمرکزی، پیش و بیش از آنکه محصول انباشت داده‌های رصدی جدید باشد، ریشه در دگرگونی مفهوم «امر مرئی» و بازتعریف جایگاه «ناظر» داشت. این پژوهش نشان می‌دهد که چگونه هندسی‌سازیِ ادراک حسی در هنر پرسپکتیو (توسط آلبرتی)، با نقدهای الهیاتی بر اعتبار حواس و طرح وحدت اضداد (توسط نیکلاس کوزا) پیوند خورد. در ادامه، نقش انتقادی و روش‌شناختی رگیومونتانوس و توسکانلی در ایجاد شبکه‌ای از تبادلات فکری واکاوی می‌شود؛ شبکه‌ای که خودمختاری ریاضیات را با تجربه فنی درهم آمیخت. سرانجام، تبیین می‌شود که کوپرنیک چگونه با وام‌گیری از این سنت فکری، توانست پدیدارِ «سکون زمین» را به مثابه یک خطای دیدِ ناشی از موقعیت ناظر اثبات کند. این مقاله استدلال می‌کند که انقلاب علمی، محصول مستقیم شبکه‌ای مفهومی در سده پانزدهم بود که ریاضیات را از ابزاری محاسباتی به زبانی هستی‌شناختی ارتقا داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنت کتب اسرار و تکوین روش تجربی در اروپای قرون میانه و اوایل دوران مدرن</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_106418.html</link>
      <description>سنت کتب اسرار یکی از پایدارترین و مستمرترین سنت‌های نوشتاری در اروپا بود که از اوایل قرون میانه تا قرن هفدهم تداوم یافت. این نوشته‌ها که مشتمل بر مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها، نسخه‌ها، فرمول‌ها و «تجارب» بودند، نقشی پلی میان دانش فنی صنعتگران و فلسفه طبیعی ارسطویی عالمان را ایفا می‌کردند. هرچند این متون غالباً در حاشیه‌ی علوم مدرسی قرار می‌گرفتند، با این حال رویکردی عملی و مبتنی بر تجربه نسبت به طبیعت را تداوم بخشیدند. ویلیام ایمون در پژوهش خود نشان می‌دهد که این سنت چگونه از دانشی حاشیه‌ای و عمدتاً پنهان به روشی تجربی و ‌کم‌وبیش نظام‌مند در دوران رنسانس تحول یافت و در نهایت به بررسی نقش پررنگ آن در شکل‌گیری علم مدرن و پیدایش آکادمی‌های علمی می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی زندگی و آثار لاگرانژ، با تاکید بر کتاب «مکانیک تحلیلی»</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_107002.html</link>
      <description>در این مقاله، ابتدا تاریخچه ‏ی زندگی و فعالیت ‏های علمی ژوزف لویی لاگرانژ را بیان کرده و سپس به معرفی مهم‏ ترین اثر او یعنی کتاب «مکانیک تحلیلی» خواهیم پرداخت. علاوه بر بررسی اثر اصلی لاگرانژ، برخی آثار دیگر او نیز به اختصار مورد اشاره قرار خواهند گرفت. همچنین، به برخی فعالیت های علمی دانشمندان ماقبل و یا هم اثر او مانند نیوتن، ولف، اویلر، دالامبر، برادران برنولی، کلوروت، فونتن، کندورسه و دیگران نیز پرداخته می شود. از آنجا که کتاب «مکانیک تحلیلی» و نامه های لاگرانژ به زبان فرانسوی نوشته شده اند و نویسنده ی مقاله با این زبان آشنایی ندارد، برای گردآوری مطالب مربوطه، به مقالات و کتب انگلیسی زبان معتبر و دست اول، از جمله ترجمه ی انگلیسی کتاب فوق مراجعه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی محتوای رساله معانی کتاب إیرن المخانیقی فی رفع الاشیاء الثقیله بالقوّه الیسیره اثر ابوحاتم مظفر اسفزاری</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_107127.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی محتوای نسخۀ خطی فارسیِ معانی کتاب إیرن المخانیقی فی رفع الاشیاء الثقیلة بالقوّة الیسیرة (دست‌نویس شماره ۱۹۷ مجموعه امام جمعه، کتابخانۀ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران) و تعیین جایگاه آن در میان رسالات جرّاثقال دورۀ اسلامی است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر نسخه‌پژوهی با رویکرد تاریخی-تحلیلی است. تصحیح نسخه بر پایۀ روش قیاسی (انتقادی) انجام شده و محتوای آن با دو نسخۀ عربی اسفزاری (کتابخانۀ عثمانیه حیدرآباد و جان رایلندز منچستر) و نیز با ترجمۀ عربی رسالۀ مکانیک هرون اسکندرانی(10-70م) - که توسط قسطا بن لوقا (208-300 ه.ق) انجام شده است - مقایسه تطبیقی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این رساله که توسط ابوحاتم مظفر اسفزاری (دانشمند عصر سلجوقی، متوفی حدود ۵۱۰ ه.ق) تحریر شده، برخلاف سایر رسالات فارسی جرّاثقال که عمدتاً فقط به مقالۀ دوم (ماشین‌های ساده و مرکب) پرداخته‌اند، شامل مقالۀ اول (مبانی نظری حرکت، تعادل، مرکز ثقل، پنتوگراف و...) و همچنین توصیف کامل دستگاه بارولکوز نیز می‌شود. اسفزاری در تحریر خود، ضمن وفاداری به ساختار اصلی هرون، سه نوع تغییر اعمال کرده است: بازنویسی شیوا، افزودن توضیحات تحلیلی (به ویژه در مباحث مرکز ثقل)، و تصحیح اشکالات نسخ عربی در دستگاه بارولکوز (مانند افزودن دستۀ گرداننده و اصلاح نسبت قطر چرخ‌دنده‌ها). نتیجه آن که این نسخه، تنها نسخۀ فارسی شناخته‌شده تاکنون است که به مباحث نظری و تحلیلی جرّاثقال پرداخته و از این‌رو از ارزش علمی و تاریخی ویژه‌ای برای مطالعۀ پیوند سنت مکانیک یونانی و اسلامی برخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر مقاله سوگیری در توصیف، تفسیر و تبیین تاریخی</title>
      <link>https://jihs.ut.ac.ir/article_107402.html</link>
      <description>مسئله‌ی سوگیری (Bias) و نسبت آن با عینیت (Objectivity)، یکی از چالش‌های بنیادین در معرفت‌شناسی تاریخ است. این مقاله، به‌عنوان ارائه‌ای از مقاله اصلیBias in Historical Description, Interpretation, and Explanation، با تمرکز بر آرای «سی. بیهان مک‌کالا» و در تقابل با نسبیت‌گرایی پست‌مدرن، به واکاوی گونه‌شناسی سوگیری و راه‌های برون‌رفت از آن می‌پردازد. ابتدا چهار وضعیت بروز سوگیری شامل خطای تفسیری، گزینش ناعادلانه در توصیف، تبیین‌های کلی کاذب و حذف علل زیربنایی کالبدشکافی شده و سپس ریشه‌های انگیزش فردی و هژمونی‌های فرهنگی مورد بررسی قرار می‌گیرند. در ادامه، با استناد به تحقیقات روان‌شناختی «زیوا کوندا» در باب استدلال انگیزشی و متدولوژی «مارک بلاک» در مواجهه با شواهد ردپاگونه، استدلال می‌شود که تعهد به «استانداردهای کاوش عقلانی» و مواجهه با شواهد ناهمساز، کلید دستیابی به «تاریخ منصفانه» است. یافته‌های نوشتار حاضر نشان می‌دهد که اگرچه سوگیری‌های فرهنگی به‌دلیل ماهیت ناخودآگاه‌شان همواره تهدیدی برای عینیت محسوب می‌شوند، اما تبدیل تاریخ‌نگاری به یک پروژه‌ی جمعی و جهانی مبتنی بر تکثر صداها (Heteroglossia)، می‌تواند مسیر را برای ارائه‌ی تبیین‌هایی فراهم کند که در پیشگاه عقل سلیم و شواهد موجود، صادقانه و غیرگمراه‌کننده باشند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
