تاریخ علم

تاریخ علم

مطالعه علمی مسئله قلمروسازی در نگرش فلاسفه، جغرافیدانان و اندیشمندان ژئوپلیتیک

نوع مقاله : ترویجی

نویسنده
دانشیار پیام نور
10.22059/jihs.2026.421062.371930
چکیده
مفاهیم سرزمین و مرز(قلمرو سرزمینی) به عنوان اصلی ترین بحث ها در دانش جغرافیای سیاسی از اهمیت و جایگاه والایی در طی تاریخ و در میان انسان ها برخوردار بوده است. مفاهیم علمی بسیاری از بازیگران سیاسی متأثر از این دومفهوم و نقش آنها بوده است. به نظر می رسد بشر از زمانی که در این کره خاکی ساکن شده است و در جستجوی مکان ها و سرزمین ها بوده رابطه ای مستقیم و متقابل با سرزمین داشته و آن را به دلایل و نیازهای مختلف تحدید و تعریف کرده است. بنابراین، اندیشیدن و بحث در خصوص قلمرو سرزمینی و مرز در میان محافل عمومی و البته علمی مهم بوده و اغلب اندیشمندان، فلاسفه و جغرافیدانان به بحث و اظهار نظر و تولید مباحث علمی ونظریه های گوناگون در این خصوص پرداخته اند. به همین دلیل این مقاله به بررسی جوانب و ابعاد علمی این دومفهوم مهم در میان نظریه ها وآثار مختلف دانشمندان و فلاسفه و در طی دوره زمانی گوناگون پرداخته است. روش مقاله توصیفی – تحلیلی بوده و از رویکرد انسان گرایی و کیفی برخوردار است؛ امری که امروزه در میان پژوهشگران کمتر به آن توجه می شود. نتایج حاکی از آن است انسان به عنوان یک موجود فرهنگی نه تنها اشغال کننده سرزمین می باشد بلکه رابطه عاطفی، قدسی و مذهبی با مکان سرزمینی خود برقرار می سازد و روح مکان شامل جنبه های گوناگون فیزیکی، عاطفی، فرهنگی، سیاسی و غیره است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

The Study of Territorialization in the Point of View of Philosophers, Geographers and Geopolitical Thinkers

نویسنده English

Mohammad Heidari
associate professor of payame noor
چکیده English

مفاهیم سرزمین و مرز(قلمرو سرزمینی) به عنوان اصلی ترین بحث ها در دانش جغرافیای سیاسی از اهمیت و جایگاه والایی در طی تاریخ و در میان انسان ها برخوردار بوده است. این دو مفهوم علمی در شکل‌گیری روابط انسان، جامعه و قدرت سیاسی با مکان نقش اساسی برعهده داشته‌اند. با وجود گستردگی مباحث نظری درباره این مفاهیم، نحوه تحول معنای سرزمین و قلمرو سرزمینی در دیدگاه‌های مختلف فکری و نسبت آن با ابعاد انسانی، فرهنگی و سیاسی کمتر به‌صورت یکپارچه مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل تحول مفهومی سرزمین و مرز و تبیین ابعاد مختلف رابطه انسان با قلمرو سرزمینی، دیدگاه‌ها و آثار شماری از اندیشمندان، فلاسفه و جغرافیدانان را در دوره‌های مختلف مورد مطالعه قرار داده است. این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و تحلیل کیفی متون نظری است و با بهره‌گیری از رویکرد تفسیری، مفاهیم و دیدگاه‌های مرتبط با سرزمین و مرز را مورد مقایسه و تحلیل قرار می‌دهد. یافته ‌های پژوهش نشان می‌دهد که مفهوم سرزمین در تحول اندیشه جغرافیای سیاسی، از تلقی صرفاً فضایی و کالبدی فراتر رفته و به مفهومی چندبّعدی تبدیل شده است که هم‌زمان واجد ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هویتی و عاطفی است. همچنین، تحلیل دیدگاه‌های نظری نشان می‌دهد که مرز صرفاً یک خط تحدیدکننده قلمرو سیاسی نیست، بلکه در فرایند تولید، بازنمایی و تنظیم روابط قدرت، هویت و تعلق مکانی نقش دارد. بر این اساس، فهم سرزمین و مرز مستلزم توجه همزمان به ابعاد مادی و معنایی قلمرو و چگونگی شکل‌گیری رابطه انسان با مکان است.

کلیدواژه‌ها English

political geography
geopolitics
territory
border
place

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 28 شهریور 1405